تبلیغات
نگار

نگار
به گفتا من گِلی ناچیز بودم و لیکن مدتی با گُل نشستم کمال همنشین در من اثر کرد و گرنه من همان خاکم که هستم.
نویسندگان
نظر سنجی
چه نوع مطالبی را بیشتر دوست دارید؟













گردان پشت میدون مین زمینگیر شد...
چند نفر رفتن معبر باز کنن...
14ساله بود...
چند قدم دوید سمت میدان...
یکدفعه ایستاد!!
همه فکر کردند ترسیده!!!
یکی گفت: خب ! طفلک همش 14 سالشه!!!
پوتین هاشو داد به بچه ها و گفت:"تازه از گردان گرفتم ، حیفه! مال بیت الماله!"
و پا برهنه رفت سمت شهادت...





طبقه بندی: خاطرات تلخ و شیرین بچه بسیجی ها،
برچسب ها: پوتین، نو، مین، میدان، بچه ها، ترس، شهادت،
[ جمعه 20 دی 1392 ] [ 08:32 ب.ظ ] [ سرباز گمنام ]
درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
حدیث موضوعی
.:: دانلود کتب شیعی ::.

تی وی شیعه